افسانه های ایران | مروری بر افسانه‌های کهن ایران زمین

افسانه های ایران | مروری بر افسانه‌های کهن ایران زمین

کشورمان ایران دارای قدمتی چند هزار ساله است زیبایی‌های زیادی را در خود جای داده است. از ترمه و فرش ایرانی بگیر تا افسانه‌های آن. افسانه های ایران که به اساطیر ایرانی هم شناخته می‌­شوند ریشه­‌ای آریایی داشته و آن­چه امروز از افسانه های ایران باقی مانده است به اوستا برمی‌­گردد. بنیان افسانه های ایران بیشتر بر پایه­‌ی خیر و شر است. این افسانه‌ها هر کدام دارای تاریخچه‌­ای منحصر به فرد هستند که دانستن آن‌­ها خالی از لطف نیست. پس خوب است که با هم مروری بر افسانه های ایران داشته باشیم.

اژدها در افسانه های ایران

این موجود در بسیاری از افسانه­‌های جهانی وجود دارد. کشورمان ایران هم از این قائده مستثنی نبوده و این جانور در برخی از افسانه های ایران نیز وجود دارد. اژدها جانوری است که در عین حال که نماد ویرانی را بر دوش دارد، نمادی از آبادانی نیز است. بسیاری از افسانه­‌شناسان بر این باورند از آن­جا که انسان به دنبال راهی برای رهایی از قدرت بی‌حد و اندازه‌­ی اژدها بوده است، این موجود نمادی از انگیزه­­‌ی بشر است.

اشوزوشت

نام دیگر این موجود مرغ بهمن است. مرغ بهمن از اسطوره­‌های کهن ایرانی است که به خوردن ناخن معروف است. در افسانه های ایران اشوزوشت آفریده‌­ی اوستا است تا خوبی را در دنیا بپراکند.

آل، از معروف­ترین موجودات اهریمنی

آل

آل که به زائوترسان نیز معروف است از موجودات شناخته شده­‌ای است که حتی ایرانی­‌های حال حاضر هم به خوبی با آن آشنایی دارند. این موجود در باور مردم ایران زمین، جز موجودات اهریمنی محسوب می‌­شود. مردم بر این باورند که اگر زن تازه فارغ شده از حاملگی را تنها بگذارند آل به سراغ او آمده و به او آسیب می­‌رساند. به جز ایران مردم قفقاز، آسیای میانه و قسمت­‌هایی از کشور روسیه نیز بر وجود آل باور دارند.

اهریمن

اهریمن که به اوستا برمی‌­گردد، موجودی شرور و پلید است و به قصد از بین بردن خوبی­‌های دنیا به وجود آمده است. زرتشتیان بر این باورند که در دنیا دو نیروی خیر و شر وجود دارد که این دو نیرو مدام با هم در جنگ هستند. البته از آن­جایی که اهورامزدا بر همه چیز آگاه است در نهایت اهریمن شکست خورده و اهورامزدا با برنده شدن در این جنگ دنیا را از نیکی پر می­کند.

بشکوچ

بسیاری بشکوچ را به نام شیردال می­‌شناسند که تن شیر، سر عقاب و گوش اسب را دارد.

بختک

بختک نیز از موجوداتی است که حتی برخی از مردم ایران هنوز هم به وجود آن اعتقاد دارند. در افسانه های ایران بختک موجودی است که وقتی انسان خواب است به سراغ او می‌­آید و با قفل کردن بدن او می­‌خواهد او را خفه کند. البته امروزه می­‌دانیم که این حالتی است که انسان در خواب به سبب دیدن رویای ترسناک به آن دچار می‌­شود و پس از بیدار شدن حس­ خفقان و سنگینی دارد.

بابا دریا

بابا دریا در افسانه های ایران مردی سیاه پوست است که قامتی بلند داشته و روزها را در دریا می­‌گذراند. بابا دریا شب‌­ها برای خوابیدن به ساحل آمده و گاهی در این آمدن هر کس که سر راهش قرار بگیرد را با خود به دریا می­برد.

برمایه

برمایه گاوی است که در داستان ضحاک و فریدون وجود دارد. فریدون با شیر برمایه بزرگ می­‌شود و به همین دلیل ضحاک او را می­‌کشد.

دیو سپید

دیو سفید در افسانه های ایران

این موجود در شاهنامه فردوسی شاه ایران کیکاووس و یارانش را زندانی می­‌کند و رستم برای آزادی آن­‌ها به جنگ با دیو سپید می‌­رود. رستم به غار او رفته و او را خوابیده می­‌یابد. به رسم جوانمردی دیو سپید را بیدار کرده تا با او بجنگد. پس از شکست دادن او از سرش برای خود کلاهخودی می­‌سازد و شاه و یارانش را از بند او آزاد می­‌کند.

رخش

رخش اسب رستم است و به دلیل ویژگی­‌های منحصر به فردی که دارد در ذهن مردم به مانند خود رستم جای گرفته است

پری موجودی اهریمنی یانیک­سرشت است؟

پری

افسانه های ایران

در بسیاری از داستان­‌های فانتزی امروزی هنوز هم از پری سخن گفته می‌شود. پری در ایران باستان به دو صورت معرفی شده است. در اوستا پری موجودی اهریمنی و شرور است که به شکل صورت زیبای زنی ظاهر شده و قصد فریب مردم و دیوانه کردنشان را دارد. ولی این موجود در دوران بعد از اسلام نقطه مقابل پری در اوستا است. پری در دوران پس از اسلام موجودی نیک‌سرشت است که مردم را به خوشبختی می‌­رساند.
از معروف­ترین پری­‌های موجود در داستان­‌های ایرانی پری داستان­‌های جمشید است که خوشبختی را تقسیم می­‌کند.

خر سه­پا

در آیین زرتشت این موجود ساکن دریای فراخکرد است و به تشتشر در جمع کردن آب دریایی که در آن ساکن است، کمک می­‌کند..

سیمرغ دانا در بسیاری از افسانه‌های ایرانی وجود دارد

سیمرغ

سیمرغ از معروف‌­ترین افسانه های ایران است. سیمرغ در کوه کناف زندگی کرده و خردمندی از ویژگی­‌های او است. سیمرغ در داستان‌­های شاهنامه جایگاه ویژه‌­ای دارد. سیمرغ زال را پرورش داده و به رستم در جنگ با اسفندیار کمک می­‌کند. البته تنها فردوسی نبوده که از این موجود افسانه­‌ای در داستان­‌های خود استفاده کرده است. سیمرغ از معروف‌­ترین موجودات منطق الطیر عطار نیشابوری نیز است.

معرفی برخی از موجودات افسانه‌ها

چمروش

این موجود مرغی بسیار بزرگ است که به نوعی نگهبان ایران زمین بوده و هر کس که بخواهد ضرری به ایران برساند را از بین می‌­برد. چمروش بدنی سگ مانند داشته و سر و بال­‌هایش به مانند پرندگان است. این موجود در زیر درخت سوما ساکن است.

عفریت

عفریت، عفریته و ابلیس هر سه اسم فردی خبیث است که جز پراکندن شر قصد دیگری ندارد و در قرآن نیز به عفریتی در آیه 93 سوره نمل اشاره شده است که با حضرت سلیمان حرف می­‌زند.

عنقا

عنقا همان سیمرغ است. عنقا اسم عربی این موجود افسانه­‌ای است که به شکل پرنده­‌ای بزرگ به وجود می‌­آید.

فولادزره

این موجود از دسته دیوهایی است که شکلی شاخ­داری دارد و از عفریت­‌های داستان امیر ارسلان نامدار است.

ققنوس، پرنده‌ای در افسانه های ایران

ققنوس در افسانه های ایران

ققنوس در اساطیر ایرانی، یونانی، مصر و چین وجود دارد. پرنده­‌ای تنها است که زایشی نداشته و هر هزار سال یک­ بار بر فراز توده­‌ی بزرگی از آتش پرواز کرده و آواز می­‌خواند و زمانی که به وجود می‌­آید، منقار خود را آتش زده و پس از سوختن در آتش تخمی از وی به جای می‌ماند که به سرعت می‌­سوزد و از آن ققنوس دوباره به دنیا می­‌آید. ققنوس دارای توان درمان زخم است و با صدای دلنشینی که دارد آرامش را برای مردم اطرافش به ارمغان می­‌آورد.

کوه قاف

این کوه از افسانه های ایران است که به بلندی بیش از حد معروف بوده و مردم بر این باورند که این کوه دور زمین را فرا گرفته و از این رو خورشید از پشت کوه قاف طلوع می­‌کند. در ادبیات­‌ بسیاری از کشورها کوه قاف را به جای دور کنایه می­‌زنند. همچنین این کوه دارای چشمه‌­ای به نام آب حیات است.

کیانسی

این موجود که به کیانسه هم معروف است افسانه‌­ای در باور زرتشتیان است که در هزاره سوم پس از تولد زرتشت، با آب تنی دوشیزه­‌ای در دریاچه هامون به وجود خواهد آمد.

گرگسار

گرگسار نام قبیله­‌ای افسانه­‌ای است که مردمان آن سر گرگ دارند و پس از شکست خوردن از آریایی­‌ها و از دست دادن سرزمینشان به قلعه­‌ها پناه می­‌برند.

گلیم­گوش

این موجودات به شکل انسان­‌ها بوده­‌اند با این تفاوت که گوش­‌هایی بزرگی داشته و از گوش­‌های خود به عنوان بستر و لحاف استفاده می­‌کردند. از این رو به آن‌­ها گوش بستر هم گفته می­‌شود.
در کتاب­‌های پیامبران گلیمگوش­‌ها دارای قومی به نام یاجوج ماجوج بوده­‌اند که زاد و ولد بسیاری داشته­ و به سبب زیاد بودن تعداد افراد قبیلشان به هر مکانی می‌­رفتند و آذوغه­‌های آن­جا را تمام می­‌کردند. آن­‌ها صدای آزاردهنده­‌ای دارند و وقتی به سرزمینی می­‌رسیدند مردم آن سرزمین به کوه­‌ها پناه می­‌بردند.

لولوخورخوره

این موجود که به لولو هم معروف است موجودی خیالی است که برای ترساندن بچه­‌ها از اسم آن استفاده می‌­شود. لولوخورخوره شکل خاصی ندارد و معمولا پدر و مادرها برای تنبیه بچه‌­های خود به خصوص زمانی که غذا نمی­خورند از اسم لولوخورخوره استفاده کرده تا او را بترسانند و این را به او تلقین کنند که در صورت غذا نخوردن لولو آن­‌ها را خواهد خورد.

اسم لولوخورخوره معنایی بسیار خوار دارد. ظاهر لولوخورخوره در جایی اشاره نشده و به طور کل تصور هر خانواده‌­ای از اهریمن می­‌تواند شکل ظاهری لولوخورخوره باشد. در فرهنگ جمهوری آذربایجان مردم لولو را موجودی می­‌دانند که فرزندانشان را به خوش رفتاری مجبور می­‌سازد. در فرهنگ آن­‌ها لولوخورخوره خوخان نام دارد.
در فرهنگ مردم انگلیش لولو را به نام بوگی من می‌شناسند. در فرهنگ مردم بلژیک نیز به لولو اود رود اوژن می­‌گویند. این موجود چهره‌­ای نداشته و می­‌تواند خود را به هر شکلی که می­‌خواهد دربیاورد. در یونان لولو نام بابولاس را دارد که معمولا در تختخواب مردن قایم می‌­شود.

مانتیکور

نام دیگر این موجو مردخوار است که صورتی شکل انسان و بدنی شکل شیر و دمی مانند عقرب دارد. مانتیکورها  در دو نوع بال دار و قهوه­‌ای وجود دارند.
طرز شکار این موجود به صورتی است که ابتدا توسط نیش دم خود شکارش را مسموم کرده و زمانی که شکار دیگر قادر به راه رفتن نباشد، قسمتی از گوشت او را می­‌کند و دور می‌­ا‌‌‌‌‌‌ندازد. با این کار زهر از بدن شکار خارج شده و می­‌تواند شکارش را بخورد. مانتیکور از شیر بزرگتر و از اسب کوچکتر است.

مردآزما

 این موجود نوعی از جن­‌ها است که به باور مردم بلوچ هر کس از او نترسد این موجود با او دوست می‌­شود و اگر از او بترسد فرد را با ترساندن از بین می‌­برد. در افسانه های ایران آمده است که مردآزما بر مسافران ظاهر شده و با تغییر شکل آن‌ها را می­‌ترساند تا با این کار میزان نترس بودنشان  را بفهمد. در خراسان جنوبی مردآزما را به مرده‌­آزما می­‌شناسند که صورت زشت زنی را داشته و با داشتن چاک دهان عمودی و دندان­های افقی چهره­‌ای ترسناک دارد.

ملمداس

این موجود چهره­‌ی زیبای زنی را دارد که جوانان را فریب می­‌دهد و آن‌­ها را به هم آغوشی با خود دعوت می­‌کند. اما هنگام هم آغوشی با او پاهایش به شکل اره شده و جوان هوسباز را تکه تکه می­‌کند.

نسناس

در افسانه های ایران آمده است که این موجود نوعی جن است که نصفی از اعضای بدن انسان را دارا است. برخی بر این باورند که نسناس هم به صورت نر و هم به صورت ماده وجود دارد. در برخی از فرهنگ­‌ها به بوزینه­‌ی بدون دم هم، نسناس گفته می­‌شود. قبلا در زیست­شناسی فارسی به میمون­‌ها نسناس گفته می­‌شده است.

عمو نوروز

افسانه های ایران کدامند

عمو نوروز که به بابا نوروز هم معروف است، فردی است که در شب‌های عید نوروز به بچه­‌ها هدیه می­‌دهد. مردمان سیستانی به جای بابا نوروز به وجود بی‌بی نوروز یا بی‌بی گل افروز باور دارند.

ننه سرما

شخصیتی مانند عمو نوروز است که در زمستان پیدایش می‌­شود. پیدایش این موجود به زمان زرتشت برمی­‌گردد.

هما

هما در افسانه های ایران نمادی از خوشبختی و سعادت است. این موجود که شکلی پرنده مانند دارد بر سر هر کس سایه بیفکند او را خوشبخت کرده و زندگی پر از سعادتی را برای او به وجود می­‌آورد. از این رو این موجود به مرغ سعادت نیز معروف است. جالب است بدانید که در خرابه­‌های تخت جمشید دو مجسمه از هما پیدا شده که نشانگر اعتقاد ایرانیان باستان به سعادتمندی آوردن این پرنده است.

همزاد

همزاد شخصی است که کاملا شبیه شما است و در دنیای از ما بهتران زندگی کرده و همگام با شما رشد می­کند. این باور خرافی در بین برخی از مردم ایران رواج دارد. در بین مصریان باستان نیز این باور وجود داشته که هر شخص زنده بر روی زمین یک همزاد دارد و البته به آن همزاد کا می­‌گفتند. مصریان بر این باورند که هنگامی که فرد می­‌میرد همزاد وا زنده می­‌ماند.

هدیوش

این موجود از یکی از کهن‌­ترین موجودات در افسانه های ایران در دوران زرتشست است. هدیوش که موجودیت گاو دارد با نام­‌های سرسوک، سریشوک و سریسوک هم شناخته می‌­شود. هدیوش به مردم کمک می­‌کرده تا از دریای کاسپین و یا همان دریای خزر عبور کنند. گفته می‌­شود زمانی که آخرالزمان رخ می‌­دهد از چربی این گاو فردی به وجود آمده که موجودیتی ابدی دارد و به نوعی برای مردمانی که در زندگی خود کارهای نیک انجام داده‌­اند، رستاخیزی است.
پوست این جانور از برنج جلا داده شده و یالی از آتش دارد. شاخ آن مانند هر گاو دیگری در دو طرف سرش جوانه زده است. با این که هدیوش جثه­‌‌ای بسیار بزرگ و وزنی عظیم دارد ولی مانند گاوهای نر معمولی رفتار می­‌کند. 

افسانه‌های ایرانی مملو از داستان­‌های متفاوتی از عشق، غرور، برادری، وفاداری و … است که نسل به نسل در بین مردم ایران زمین منتقل شده است و چون گنجینه­‌ای گران­بها سال­‌های بسیاری محفوظ مانده است. معروف­‌ترین افسانه‌های ایران را در ادامه‌­ی مقاله با هم می­خوانیم.

افسانه لیلی و مجنون

کمتر ایرانی وجود دارد که از داستان عاشقانه و غم‌­انگیز لیلی و مجمون خبر نداشته باشد. این افسانه عاشقانه را نظامی گنجوی به صورت شعر سروده است. داستان این افسانه در رابطه با دختر و پسری است که در مکتب­خانه به هم دل می‌­سپارند و پسر که قیس نام داشته از علاقه زیاد به لیلی دیوانه شده و مردم شهر او را مجنون صدا می­زدنند. مجنون به همراه خانواده به خاستگاری لیلی می‌­رود ولی با جواب رد رو­به ­رو می‌شود. در آخر، این خاستگاری به جنگی قبیله­‌ای بدل شده و مجنون در راه عشق لیلی مجنون‌­تر از قبل می‌­شود.

افسانه فریدون و ضحاک

ضحاک پسر پادشاه مرداس است که روزی با وسوسه­‌های دیو بر علیه پدر خود شورش کرده و با کشتن او جانشین وی می‌­شود. در این بین دیو باز هم ضحاک را گول زده و با بوسه بر روی شانه‌­های او موجب روییدن دو مار بر روی شانه‌­های ضحاک می‌­شود. دیو که با این کار در پی از بین بردن مردم دنیا بوده به ضحاک می­‌گوید برای پرورش مارها مغز جوانان را به آن‌­ها بخوران. شبی ضحاک خوابی می­بیند که تعبیر آن، نابودی ضحاک توسط پسری است. از این رو وی دستور کشتن نوزادان پسر در سراسر سرزمین را می­‌دهد.

در این بین تنها یکی از مادران پسر خود را نجات داده و فرزند خود را به کوه البرز می‌­برد و به مردی دینی می­سپارد. پسر که فریدون نام داشته همان پسر خواب­‌های ضحاک ­شده و به کمک مردم و کاوه آهنگر به جنگ با ضحاک می‌رود. ولی از کشتن او به سبب پیام سروش خودداری کرده و ضحاک را در کوه دماوند با میخ­‌هایی به سنگ می‍‌‌‌‌‌‌­‍‌‎بندد.

افسانه خسرو و شیرین؛ یکی از معروف‌ترین افسانه های ایران زمین

افسانه های ایران و خسرو و شیرین

این افسانه نیز توسط نظامی گنجوی و همچنین فردوسی در شاهنامه سروده شده است و به نام «شیرین و فرهاد» نیز شناخته می‌­شود. در این داستان ،خسرو پادشاه ایران زمین بوده که در یک نگاه عاشق شیرین شاهزاده ارمنی می‌­شود. در داستان خسرو خبری از عشق‌­های سوزناک نیست بلکه خسرو هرگاه که با معشوق خود قهر می­‌کند به سراغ زنان دیگر می‌­رود و به نوعی پادشاه هوس­بازی است.

بسیاری بر این باورند که علاقه شیرین به خسرو بسیار بیشتر بوده است. البته این افسانه تنها به خسرو و شیرین نپرداخته و داستان کوچکی از جوانکی کوهکن به نام فرهاد را در دل خود دارد. فرهاد تنها با شنیدن صدای شیرین عاشق او شده و آوازه­‌ی عشق او همه جا می‌­پیچد. خسرو نیز که خبردار شده از او می­‌خواهد بین دو کوه راهی را بکند تا خودش از عشق شیرین دست بکشد. خسرو با این امید اینکه فرهاد نمی‌تواند از پس این کار بربیاید این دستور را می‌دهد. اما فرهاد که دیوانه‌وار عاشق شیرین شده است شرط را قبول کرده و روزها به کندن کوه مشغول می‌­شود.

روزی شیرین به دیدار فرهاد رفته و همین دیدار جان تازه‌­ای به او می‌­دهد آن­قدر که همه باور دارند کار کندن کوه تا یک ماه دیگر تمام می‌­شود. خسرو با مشاوره از اطرافیان خود به این نتیجه می‌­رسد تنها راه متوقف کردن فرهاد دادن خبر مرگ شیرین به او است که همین­طور هم می‌­شود و فرهاد با شنیدن خبر مرگ شیرین خود را از کوه به پایین پرت می­‌کند و قصه­‌ی عشق جانگداز او این گونه تمام می‌­شود.

هفتخان اسفندیار

این بخش از شاهنامه در رابطه با سفری پر ماجرا از اسفندیار است که می‌­خواهد خواهران خود یعنی هما و به­آفرید را از کشور بیگانه نجات دهد. برای این کار باید از 7 خطر بزرگ عبور کند که هر کدام از این خان­‌ها در نوع خود جان او را به خطر می­‌اندازند. خان هفتم که قتل گرگساری بود او را به مقصد خود می‌رساند. اسفندیار به رویین­دژ رسیده و موفق به تصرف آن شده و خواهرانش را نجات می‌­دهد.

هفتخوان رستم

افسانه های ایران و هفتخوان رستم

جنگ­‌های 7 گانه­‌ای که درون شاهنامه جای دارند به هفتخوان معروف هستند. هفتخان رستم نیز شامل نبرد­هایی است که او برای نجات کیکاووس، شاه ایران که در چنگ دیو سپید است، انجام می­‌دهد. در این افسانه آخرین نبرد، جنگ با دیو سپید است که رستم موفق می‌­شود او را شکست داده و پادشاه را نجات دهد. رستم پس از شکست دادن دیو سپید جگر آن را برای کیکاووس نابینا هم می‌­برد و با چکاندن قطره­ایی از خون جگر دیو سپید بینایی را به کاووس برمی‌­گرداند.

بیژن و منیژه

این داستان از معروف­ترین افسانه‌های ایران است که روایتگر عشق میان بیژن پسر گیو و منیژه دختر افراسیاب است. این دو برای رسیدن به هم خطرهای زیادی را گذرانده و فداکاری­‌های بسیاری می­‌کنند تا در آخر به عقد یکدیگر درمی­‌آیند.

کدوی قلقله زن

این داستان از قدیمی‌­ترین افسانه‌ های ایران است که در گروه افسانه­‌های زنجیری نیز قرار دارد. این افسانه داستان پیرزنی است که برای دیدار دختر و دامادش عازم سفر شده و در این بین با حیوانات وحشی که قصد دریدن او را دارند برخورد می­‌کند.

او آن­‌ها را راضی کرده که صبر کنند تا او به پیش دخترش رفته و بر اثر پذیرایی دخترش زمانی که چاق و چله شد به نزد این حیوانات رفته و بگذارد که آن­‌ها او را بخورند. حیوانات نیز قبول می­‌کنند ولی پیرزن آن­‌ها را گول زده و در حین برگشتن با ماندن درون یک کدوی بزرگ از کنار آن­‌ها به سلامت گذشته و به خانه خود می‌­رسد.

بحث درباره این مقاله را شما آغاز کنید!

Share on telegram
Share on pinterest
Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
این مقاله را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

avatar
  مشترک شوید  
اطلاع از

دوست دارید مکان های دیدنی ایران را برای شما ارسال کنیم؟

Travel Email